محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

593

آثار عجم ( فارسى )

به معمارى حاجى محمّد رحيم مذكور ( 4 ) . الحقّ ، تماشاى اين كاروانسرا ، كمتر از سياحت شهرى نيست [ 367 f ] ؛ عمارات عاليه ، از تحتانيّه و فوقانيّه دارد و چند طرف خلوت نيز در آن ساخته ، تمام از سنگ و گچ ؛ چنانچه اميرى با لشكر كثيرى بدان سرا فرود آيند ، همه را مسكن باشد . قضيّه : هنگام حركت از شيراز تا بوشهر ، يكى از تجّار محترم - يعنى مرحوم حاجى محمّد حسين شيرازى - از زيارت حضرت رضا - عليه السّلام - مراجعت نموده ، به جانب بوشهر كه وطن مألوف او بود ، مىرفت ؛ و فقير با وى همسفر شده در هر منزلى از منازل مذكوره ، به مصاحبتش خشنود بودم و در آن سفر ، آنچه در سفرهء بضاعت و خوان استطاعت از ماحضر « 1 » روزى شده ، با هم صرف مىنموديم . قضا را در كاروانسراى مذكور نشسته بوديم . شخصى با طمأنينه « 2 » وارد شد ؛ جلوس كرد . از مولد و موطن و عملش استفسار رفت . اظهار داشت كه « اصلم از كازرون و شغلم راهدارى است . از بوشهر آمده ، به شيراز مىروم . چندى است در اينجا - يعنى برازجان - متوقفّم » . پس روى به حاجى مذكور كرد و گفت : « شب گذشته ، از ورود جناب مستحضر شده ، تغزلى متضمّن به مدح گفته ؛ امروز آورده ، تا به عرض برسانم ؛ شايد مورد مرحمتى گردم » . اين گفت و ورقه‌اى بيرون آورد و غزلى خواند كه از آن مرحوم بهجت - والد اين فقير - بود ولى از طبع ناموزون خود - چهار بيت در مدح حاجى مذكور ، در آخر آن اشعار افزوده بود . اين فقير ، پرده از كارش برنگرفتم ؛ بلكه تحسين و آفرينش گفتم و از حاجى ممدوح ، اخذ صله نموده و به وى دادم و او مرا نمىشناخت . پس از انقضاى آن مجلس ، در گوشه‌اى او را ديده ، استطاقش « 3 » كردم چون مفرّى نديد ، به راستى پيش آمد كه آن اشعار را در شيراز ، از بهجت شنيده ، در بياضى نوشته‌ام ؛ پس آن بياض را از بغل درآورده ، به حقير نمود . آن غزل اين است : اى از فروغ روى تو و الشّمس ، آيتى * و اللّيل ، از سواد دو زلفت روايتى اى از خطّ معنبر تو مشك ، شمّتى « 4 » * و اى از دهان نوش تو ، كوثر كنايتى

--> ( 1 ) . ماحضر : به فتح حاء مهمله و ضاد : آنچه حاضر باشد ؛ و اكثر در طعام استعمال شود . ( 2 ) . طمأنينه : به ضمّ اوّل و كسر چهارم و فتح ششم ، مصدرى است از باب افعيلال ، به معنى آراميدن و قرار گرفتن و باوقار بودن . ( 3 ) . استنطاق : گويا گردانيدن و كسى را به نطق درآوردن . ( 4 ) . شمّه : بالفتح و تشديد ميم ، بوى اندك .